به گزارش خبرگزاری حوزه از سمنان، شهید مرتضی درباری، بیست و پنجم اسفندماه ۱۳۵۴ در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. فوقدیپلم مدیریت داشت و به عنوان کارگر فعالیت میکرد. بیستم اسفندماه ۱۴۰۴ حین انجام مأموریت ایست و بازرسی در تهران، برای تأمین امنیت کشور، توسط پهپادهای آمریکایی صهیونیستی به شهادت رسید. سیده زهرا حسینیبیات، همسر شهید مرتضی درباری، در گفتگویی از سبک و سیره این شهید سخن گفته است.
روضهخوان اباعبدالله
مرتضی در خانوادهای مذهبی و متدین در تهران به دنیا آمد. پدرش تا زمانیکه در قید حیات بود، هر نیمه شب، تا نماز صبح روضه حضرت زینب(س) و کربلا را میخواند و گریه میکرد. کار همیشگیاش بود. شهید از دوران کودکی به روضهخوانی و خادمی حضرت اباعبداللهالحسین(ع) علاقه خاصی داشتند و در این مسیر ثابت قدم بود. بسیار شجاع در زندگی و در دفاع مقدس دوم و جنگ رمضان در بسیج فعالیت چشمگیری داشت و شبانهروز به عنوان فرمانده پایگاه بسیج، تیم خود را هدایت میکرد. من و شهید دخترخاله پسرخاله بودیم و اصالتا اهل روستای لاسجرد. در سال ۱۳۸۱ ازدواج کردیم و از ایشان دو فرزند به یادگار مانده است، آتنا هجده ساله و عرفان ده ساله.
از خدمت به مردم تا فیض شهادت
ایشان به همراه هفت تن از دوستان جان برکف خود در خیابانهای تهران، در ماموریت ایست بازرسی توسط پهپاد اسرائیلی به فیض شهادت رسید. شهادت ایشان مصادف شد با شهادت حضرت علی(ع) و شب قدر. ایشان در سالهای زندگی خود خدمتگزار مردم بود و خود را خادم مردم میدانست. هیچگاه نماز اول وقت و نماز شب خود را ترک نمیکرد و خیلی به خانواده خود را به آن تشویق میکرد. مردمدار بود و خوشخنده و تمام تلاشش را میکرد تا گرهای از کار مردم باز کند، اینها از ویژگیهلای بارزش بود. خوشخنده بود و ارتباط خوب با همه افراد بهترین خصوصیت اخلاقی ایشان بود و اینکه از هیچکس کینهای به دل نمیگرفت. در جوانی کد مداحی از حج و زیارت گرفت تا خدمترسانی به زوار حضرت اباعبدالله(ع) را هم داشته باشد.
مسافری که همیشه از رفتن میگفت
طی سالها زندگی با بنده، همیشه حرف از رفتن و شهادت بر زبان داشت. زمینی نبود و همیشه آرزوی شهادت داشت. بعد از شهادت رهبر عزیزمان میگفت: «دیگر زمین برایم تنگ شده است» و ادامه داد: «ما باید در صحنه حضور داشته باشیم، خطر آشوب داخلی توسط دشمن وجود دارد.» شب آخر وقت خداحافظی نیز گفت: «من شهید میشوم.» توصیه ایشان نماز اول وقت، نماز شب، حجاب و نصیحت ایشان به فرزندان، ادامه راه شهیدان و ادامه تحصیل بود. ایشان روضهخوان ائمه بود و در نجف اشرف و کربلا بسیار روضه میخواند. ایشان بیستم اسفندماه، مصادف با بیست و یکم ماه مبارک رمضان و در روز شهادت حضرت علی(ع) به فیض شهادت نایل آمد.

رفت تا در غوش خدا باشد
هفته قبل از شهادت رهبر انقلاب به شهرستان آمدیم. ایشان روز شهادت رهبر به تهران برگشت. با همه خداحافظی کرد و خبر شهادت خود را داد و گفت: «من شهید میشوم.» اما چون خوشخنده بود، کسی جدی نگرفت. با بنده و فرزندان هم خداحافظی کرد و به تهران بازگشت. روز شهادت امیرالمؤمنین(ع) تماس گرفت که تهران خیلی شلوغ شده من شاید شب یا فردا برگردم. دعا کنید. بچهها هم تماس گرفتند و دلتنگی میکردند. ساعت ۷ و ده دقیقه بعد از افطار تماس گرفتم و نگران افطار بودم، گفت: «ما اینجا با بچههای مسجد چیزی میخوریم، نگران نباشید و با خنده گفت: دعا کنید. اگر شهید شدم حلال کنید.» با این حرفش خیلی ته دل من خالی شد. ساعت حدود ۸ و ربع ایشان با گروه خود به مقر رفتند که توسط پهپاد اسرائیل که حدود یک ساعت در آسمان منتظر بود انفجار رخ داد. دوازده نفر بودند، سه نفر جانباز و هشت نفر شهید شدند. ما مسجد بودیم. بعد از نماز به منزل آمدیم. چند نفر از دوستان و فامیل تماس گرفتند و احوال همسرم را پرسیدند و گفتند چرا تلفن خود را جواب نمیدهد. من در جریان اتفاق نبودم و گفتم حتما در محل کار خودش است. آنجا دلشوره گرفتم و با گوشی ایشان تماس گرفتم، اما دوستش جواب داد و گفت فقط پایش تیر خورده، همرزمانش همه شهید شدند. آنچنان استرسی بر من غالب شد. بدنم میلرزید. میخواستم هرچه را که میشنوم فقط در خواب باشد. اما حقیقت چیز دیگری بود. او رفت تا با سرداران و بسیجیهای شهید در آغوش خدا باشد. سعی کردم عمه جانم حضرت زینب کبری(س) را الگوی خود قرار داده و صبوری پیشه کنم و مقاوم باشم.
آرزوی قلبی ما، پاسداری از ولایت و راه شهدا
آرزوی قلبی ما حمایت از ولایت فقیه است. کاری کنیم تا درخت تنومند انقلاب، پهناورتر شود و اسلام سراسر جهان را بگیرد و ریشه ظلم برچیده شود. انشاءالله خون شهیدان و پیروی از راه آنان زمینه ساز ظهور حضرت حجت(عج) باشد و انتقام خون رهبر شهیدمان، سید شهید را بگیریم. در این روزهای سخت، اتحاد و میدانداری مردمی که به فرموده رهبر عزیزتر از جانم، مبعوث شدهاند قوت قلبی برایمان است. صبوری، خدمت به خانواده، عشق و محبت، احترام به پدر و مادر، از دیگران کینهای به دل نداشتن و دلی صاف و زلال از ویژگیهای شهید بزرگوار است که انشاءالله ما و جوانان کشور نیز الگو بگیریم.











نظر شما